
هوا هواي بهار است و باده بادهي ناب
به خنده خنده بنوشيم جرعه جرعه شراب
در اين پياله ندانم چه ريختي اي دوست
كه خوش به جان هم افتادهاند آتش و آب
فرشته روی من اي آفتاب صبح بهار
مرا به جامي از اين آب آتشين درياب
فریدون مشیری
خیلی خوشحالم.به همه تبریک می گم. راستی دیدید چه با حساب گنجی را موقعی آزاد کردند که با توجه به خبر قبلی شان مبنی بر آزادی او در ۱۰ فروردین ٬ کار خبری و تبلیغی زیادی انجام نشود. عیبی ندارد ٬ همین که سال تحویل خانواده گنجی همه دور هم هستند خیلی خوبه. حالا دلم می خواد برم خرید شب عید. هورااااااا
به قول عزيز بزرگواري"اليوم زمنالسكوت و لزوم البيوت" امروز زمان سكوت و نشستن در خانه است.كلاه خود را محكم بگيريد. اگر سياسي هستيد ، وقتي بزرگترها صداشون در نميآد يعني كه هوا پس است ، پس شما هم ساكت. اگر هم نيستيد بيش از پيش هواي زندگياتان را داشته باشيد.
اما اگر هنوز وجداناتان وولوولك دارد و نميگذارد نسبت به آنچه بر كشورتان ميگذرد بيتفاوت باشيد ، اول از رسانههاي داراي مجوز از ارشاد دست بشوييد و سعي كنيد اخبار را مرتب از كانالهاي مطمئنتر كسب كنيد. دوم اخبار و تحليلهاي پرمايه و جاندار را به اطرافياناتان برسانيد و ذره ذره اطلاعرساني كنيد؛ به قول احمد حائری طبق استراتژي كرم شبتاب عمل كنيد. سوم هيچ اميدي به گروههاي سياسي در اين اوضاع و احوال نداشته باشيد. حداقل در اين ماجراي پروندهي هستهاي و فرستادن آن به شوراي امنيت ، كلاه هيچ كداماشان پشم ندارد.
"دعا و بكي" فراموش نشود. باقي موارد را كه ميترسم بنويسم اگر كسي خواست حضوري عرض ميكنم ؛ حق مشاوره هم صلوات بفرستيد.
از طرفی تو این چند روزه متوجه حساسیت های زیادی شدم که به این جلسات وجود داره.عده ای دوست دارن بیان و عده ای دوست دارن که عده ای نیان . قلیلی هم در مورد موضوعات جلسات نظر دارن.من از همه این توجهات خوشحال می شم چون نشون از اهمیت این جلسات می ده.اما به هرحال نگرانی هایی هم پیدا می کنم که نکنه این پیشنهادات تبدیل به فشار و احیانا خروج از مسیر اصلی اون بشه.
خیلی دوست دارم که دوستان حتما نظراتشونو بهم برسونن تا برای سال بعد به امید خدا برنامه های مفیدتری داشته باشیم.
امروز بروبچههاي حوزه شمال تهران با دوستان كميسيون زنان جبهه مشاركت به مناسبت روز جهاني زن(8 مارس)برنامه مشتركي در فرهنگسراي دانشجو برگزار ميكنند.برنامههامون شامل نمايشگاه عكس وكاريكاتور و كتاب،ميزگردي با حضور فريده ماشيني،دكتر فاطمه صادقي گيوي و محبوبه عباسقليزاده در مورد اينكه مسايل زنان سياسي است يا اجتماعي،موسيقي،خاطرههاي زنانه و پخش فيلم است.
فكر ميكنم برنامه خوبي شود.ساعت 4 بيايد به آدرس يوسفآباد،كوچه 21،پارك شفق، فرهنگسراي دانشجو
|
|
دیدن این دست اخبار در ایلنا به معنی این است که پرستو سرمدی از مرخصی تحصیلی و در واقع "غار" درآمده وبه ایلنا برگشته.این که اطلاعات فنی و بنایی در این خبر نسبت به مسایل مهم تر می چربد هم تنها به دلیل علاقه بیش از حد او به مصدق است.پرستو فعلا چون ۴ماه از دنیا دور بوده از ارایه اخبار غیر باستانی معذور است.خدا به حمید سیدی و جبهه دموکراسی رحم کند. |
|
|
احتمال ريزش قلعه احمدآباد, آرامگاه دكتر محمد مصدق جدي است. |
برای من امروز سالروز "تولد" مصدق كبير است.بزرگمردي كه نامش افتخار نهتنها ما ايرانيها كه همهي كساني است كه هنوز غرور و هويت و مبارزه براي شايسته زيستن برايشان معني دارد.اگرچه در انزوا بدرود حیات گفت.
بدبختانه اين شغل لعنتي امكان احمدآباد رفتن را از من دريغ كرد تا از آن فضاي پاك و روحبخش، اميد و انرژي دوبارهاي بگيرم كه اين روزها سخت به آن محتاجم.عیبی ندارد٬از من واجب تر آنجا بود.
ساعتي پيش هم از خانه تماس گرفتند كه يك نفر مامور با لباس شخصي به در منزلمان رفته و در مورد NGO يي كه دبير آن هستم با كمي تندي پرسوجو كرده و تا حدي اعصاب خانواده را به هم ريخته.
اميدوارم بامبولي در كار نباشد. بود هم بود ديگر؛چه كنم.
كلي خبر و مطلب سياسي تايپ كرده بودم كه پريد.منم ديگر حال تايپ دوباره ندارم.
من ديجه انرجي ندارم،حتا هستهاي.
جدي باش!
و مگذار پيش از آنكه بميري
كركسها بر جنازهات بنشينند
برخيز و از خود سرابي بيرون بياور
راه را بگير و برو
گاهي امتداد سراب
به رودخانه ميرسد
علی رضا حسینی
ديروز كه عليجاني در جلسه "چه بايد كرد؟" صحبت ميكرد تو اين فكر بودم كه "چرا بايد كاري كرد؟"
به نظر شما بايد حتما كاري كرد؟
برنامه هاي هفتهگي حوزه شمال تهران جبهه مشاركت ديگر حسابي جا افتاده است.17 دي 1382 اولين جلسه ما بود.عماد باقي آمده بود تا در اولين نشست "تا دموكراسي"، با اتكا به تجربه هاي تاريخ معاصر كشورمان از ضرورت حضور در انتخابات مجلس هفتم(هنوز رد صلاحيتهاي فلهاي اتفاق نيفتاده بود) بگويد.آن وقت ها حوزه شمال از 4-3 نفر عضو تشكيل ميشد وجلسات روزهاي چهارشنبه در ساختمان بيمه (خ ويلا،پ125) كه اين روزها بيشتر به اسم ستاد دكتر معين مي شناسند،تشكيل مي شد.جلال محمدلو و ضياء محسني تنها دوستاني بودند كه در برگزاري نشستهايي كه براي 8 جلسه پيشبيني شده بود و بعد به 40 جلسه رسيد،كمك ميكردند.حلقهي 3نفرهاي كه حالا 60 تا عضو دارد.
10 جلسه تا پايان سال 1382 برگزار كرديم و پس از نوروز 1383 بنا به پيشنهاد مركزيت حزب كه روزهاي نسبتا سوت و كوري را طي ميكرد و استقبال خوبي كه از نشستهاي "تا دموكراسي" شده بود،جلساتامان به دفتر مركزي حزب و روزهاي 3شنبه منتقل شد؛ تا امروز كه كماكان هر سهشنبه با تاكيد بر دموكراسيخواهي و دوري از جوزدگي در مسايل روزمرهي سياسي تلاش كرديم اين چراغ را روشن نگه داريم.
امروز قرار است رضا عليجاني در هشتمين جلسه "چه بايد كرد؟" صحبت كند.كسي كه بارها جلسات هفتگيامان با آرزوي آزادي او شروع شده بود. "چه بايد كرد؟" ادامهي منطقي "تا دموكراسي" است كه به پيشنهاد احمدرضا حائري، يكي از اعضاي شوراي حوزه، قرار بود پارسال برگزار شود ولي مجموع مشورتهايي كه آن زمان با كساني مثل علويتبار ، كولايي ، عليرضا رجايي ، حجاريان و آرمين داشتيم؛ما را از انجام آن منصرف كرد.
اما در حال حاضر ظاهرا همه با اين سوآل دست به گريباناند و كسي نميگويد «چرا "چه بايد كرد"؟ ما كه ميدانيم چه بايد كرد!»
رياست محترم قوه قضائيه
جناب آيتالله هاشمي شاهرودي
با سلام و احترام
در آستانه فصلي سرد و در شرايطي که اميد، مثل پرندهاي از آسمان مطبوعات ميهن عزيزمان کوچ ميکند به آستان خانه دادخواهي ملت پناه آوردهايم با طوماري که در آن نام شما را بر پيشانياش نوشتهايم؛ شما که مديريت بخشي از اين حاکميت را به دست داريد که بيش از هر نهاد و سازمان و مديريت ديگري داعيهدار دادخواهي ملت است.
جناب آقاي شاهرودي
اجازه دهيد بيمقدمه و بيپيرايه بگوييم که آنچه از دست ميرود و باز نميگردد به جوي، نه فقط آبروي رفته که جان آدميان نيز هست.
رياست محترم قوه قضائيه
در تاريخ سوم بهمن ماه سال جاري، در استان هرمزگان، شهرستان بندرعباس، يک هفتهنامه محلي به نام تمدن هرمزگان بر اثر بي مبالاتي گردانندگان اين نشريه، اقدام به انتشار مطلبي نمود که بدون شک محتواي آن نه مورد تاييد تحريريه اين نشريه و نه هيچ روزنامهنگار ديگري است که در چارچوب قانون اساسي و قانون مطبوعات اين کشور و با علم به آن، حرفه سخت روزنامهنگاري را بر گزيده است.
بيشک تاکنون در جريان اين پرونده قرار گرفته و مستحضريد که چاپ اين مطلب در صفحهاي از نشريه صورت گرفته است که دختر جواني به نام "الهام افروتن" مطالب آن را تهيه ميکرد. شايد نياز به اين توضيح ضروري باشد که گردانندگان يک صفحه نشريه در برخي مطبوعات، بخشي از مطالب را خود، تحرير کرده و باقي را از منابع اطلاعرساني (و عموما رسمي) و با ذکر منبع، انتخاب و منتشر ميکنند.
آنچه اينک، اين نشريه و بيش از همه مسئول صفحه مذکور يعني خانم افروتن را در شرايطي ناگوار قرار داده است، کپي کردن از مطلبي است که بدون شک سهوا و از روي اشتباه (به علت کمبود وقت براي رساندن نشريه به موعد چاپ) به چاپ رسيده است. ظاهرا روزنامهنگار جوان و کمتجربه اين نشريه، بيتوجه به متن نويسنده يا منبع خبر(که يک وبلاگ شخصي و نه منبع رسمي بوده)، و تنها با رؤيت تيتر مطلب و با اين گمان که متني است در خصوص مبارزه با بيماري ايدز، به استفاده از آن مبادرت ميورزد.
جناب آقاي شاهرودي
ما جمعي از روزنامهنگاران و فعالان اجتماعي، با امضاي اين نامه از حضرتعالي تقاضا داريم که با توجه به نگراني عمومي که در مورد وضعيت جسمي و روحي اين روزنامهنگار جوان وجود دارد، دستور رسيدگي به وضعيت ايشان و اطلاعرساني درست به خانواده وي و افکار عمومي را صادر فرماييد.
فروزان آصف نخعي - ساسان آقايي - بهمن احمدي امويي - ميثم احمديان - ايمان ابراهيم باي - زهرا ابراهيمي - علي ابراهيمي - محمد رضا ارشاد - مهدي افشار - سيد افشين امير شاهي - اسدالله افلاکي - علي اقدم - محمدهاشم اکبرياني - علي اکرمي - ساناز الله بداشتي - آسيه اميني - رضا انصاري راد - هوشيار انصاري فر - ابوالقاسم ايرانشاهي - سولماز ايکدر - سماء بابايي - امير بابايي - سرگه بارسقيان - پيام برازجاني - ترانه بني يعقوب - ژيلا بني يعقوب - سهام الدين بورقاني - رحمان بوذري - عماد بهاور - الميرا بهشتي - سپيده بهکام - مصطفي بهمن آبادي - اميد پارسانژاد - ليلا پاينده - مژگان جمشيدي - عادل پازيار - فريبا پژوه - بهنام پاکزاد - وحيد پور استاد - عبدالرضا تاجيک - مهدي تاجيک - آرزو ترکتاز - ناهيد توسلي - عليرضا توکلي - مريم جعفري - کريم جعفري - هادي چپردار - احسانه حاجي اسماعلي - مرجان حاجي رحيمي - آرش حسن نيا - محبوبه حسين زاده - سيد رضا حسيني - شيرين حسيني - سيد عليرضا حسيني - محبوبه حقيقي - شاهد حلاج - هادي حيدري - محمد حيدري - مرضيه خادم شريف - ليلا خاکسار - نازنين خسرواني - فهيمه خضر حيدري - سميرا دالوند - فريبا داوودي مهاجر - بهمن دارالشفايي - صنم دولتشاهي - جواد دليري - پرستو دوکوهکي - علي دهقان - قاسم دهقان - نيلوفر دهني - عظيم رجب پور - مريم رضايي - بنفشه رمضاني - محمد رهبر - کيوان زرگري - احمد زيدآبادي - علي زهرابي - سجاد سالک - مهدي ساوالان پور - معصومه ستوده - اميد سرخي - محمد رضا سرداري - مسعود سفيري - فرناز سيفي - علي شاملو - کاوه شجاعي - کاظم شکري - شهريار شمس مستوفي - علي شيدفر - آمنه شيرافکن - شادي صدر - محمود صدري - علي صديقي - منصور ضابطيان - هادي عابدي - محبوبه عباسقلي زاده - آزاده عصاران - حبيب عليزاده - آرش غفوري - نادر فتوره چي - حسن فرامرزي - عذرا فراهاني - علي فرح بخش - آيدين فرنگي - پناه فرهاد بهمن - گيسو فغفوري - فاضل قاسمي - سينا قنبر پور - محمد قوچاني - امير عليزاده - مسيح علي نژاد - فريده غائب - سونيا غفاري - رضا غيب شادي - مرتضي کاظميان - علي کدخدازاده - ناصر کرمي - يلدا کشفي - انوشيروان گنجي پور - حديث لزر غلامي - محسن مالج - حميد متقي - نيلوفر محبعلي - فخرالسادات محتشمي پور - داوود محمدي - مهناز محمدي - حسن محمدي - علي اصغر محمدي - آزاده مختاري - پويه مددي - مهديه مصطفايي - علي معظمي - سهيل معيني - پيمان مقدم - علي ملائکه - اکبر منتجبي - جواد منتظري (خبرنگار) - ليلا موري - مريم ميرزا - مريم ميرزايي - فخرالسادات ميرفتاح - فيروزه مهاجر - احسان مهرابي - کيوان مهرگان - حسين نوراني نژاد - معراج نادري - مريم نراقي - سهيلا نياکان - لادن نيکنام - نسرين وزيري - محمد ولي زاده - اعظم ويسمه - هنزله هدايتي - مهدي يزداني خرم - هيوا يوسفي - ياشار هدايي
این کار البته از سفارتخانه آتش زدن و سربازان نیروی انتظامی خودمان را زدن بهتر است ولی هر چی فکر می کنم که چرا این نهاد همه جوره پر و پیمان٬از یک حرکت عمیق و جدی که فکری پشت آن باشد عاجز است٬به جایی نمی رسم.
راستی "به اعتراض"٬چه شکلی می دوند؟
۱-قرار بود به همراه خبرنامه های مشارکت دعوتنامه برای شرکت در مراسم ارسال شود ولی متاسفانه خبرنامه روزهای پنج شنبه و شنبه یعنی دو روز بعد از مراسم ارسال شدند!در نتیجه همه حاضران در مراسم که بالغ بر ۵۵۰ نفر می شدند از طریق آگهی در روزنامه های اطلاعات و شرق و sms وکار نسبی تشکیلاتی آمدند که تقریبا راضی کننده بود.
۲-موسوی خوءینی ها٬عبدالله نوری٬موسوی بجنوردی٬موسوی لاری٬هاشم صباغیان٬رضا علیجانی٬محمد بسته نگار و اعضای دفتر سیاسی و شورای مرکزی جبهه مشارکت از مهمانان قابل ذکر مراسم بودند.
۳-دکتر آقاجری سرما خورد و نیامد٬محمد علی ابطحی هم به شوخی نیامد! آقای ابطحی برای دومین بار است که علی رغم قول قبلی به حوزه شمال تهران به راحتی بدقولی می کند تا حداقل من یکی قضاوت چندان خوبی در موردش نداشته باشم.
۴-مراسم آنقدر طولانی شد که برای سخنران آخر که دکتر کدیور بود نیمی از سالن خالی شده بود.دکتر کدیور هم بیشتر جواب استاد ملکیان و مصاحبه ای از محمدرضا نیکفر را داد که از موضع اومانیستی و اخلاق فرا دینی به نقد کاریکاتورهای موهن علیه پیامبر اکرم پرداخته بودند که البته نامی از آنها نبرد.در واقع دو سخنرانی جدی این مراسم هم همین دو تا بودند.آقای کدیور بعدا به من در مورد خسته کننده بودن مراسم و برخی از سخنران ها تذکراتی داد که جداگانه به آنها خواهم پرداخت.
۵-آقای میناچی٬مدیر حسینیه ارشاد زحمات زیادی برای این مراسم کشید که شایسته تقدیر است. ولی سخت گیری ها و قلق های خاصی دارد که کار کردن با ایشان را کمی سخت می کند.به نظرم حسینیه ارشاد علی رغم همه محدودیت های موجود می تواند بسیار فعال تر و مثمر ثمرتر باشد.
۶-تعدادی از زنان و خصوصا خانم دکتر کولایی نسبت به اینکه در حسینیه ارشاد قسمت زنان و مردان از هم جدا شده و مردها ردیف اول قسمت زنان را اشغال کرده بودند٬اعتراض به حقی داشتند که البته از اختیار من و دوستانم خارج بود.نکات ریز اما مهمی که ریشه در تربیت مردسالار ما دارد.
۷-دوستان زیادی برای برگزاری این مراسم زحمت کشیدند.كمك دکتر کدیور٬دکتر میردامادی٬دکتر تاج زاده علی رغم مخالفتش با اصل برنامه٬دکتر خانیکی٬سعید شریعتی و محمد علی ابطحی در تعیین محتوا و دعوت ها و زحمات دوست با محبت وهمیشه پر تلاشم جلال محمدلو و هنرمندی علی سمیعی زاده در طراحی بنر و همراهی دوستان خبرنگاری همچون جواد روح و رضا تاجیک و خانم شفیعی و بالاخره یاری حمید سیدی٬ هادی حبیبی٬حسین اسماعیلی٬خانم نوروزی٬علی حکمت و بسیاری دوستان دیگر در برقراری نظم در مراسم٬دست به دست هم داد تا مراسم خوب و آبرومندی شود.
گزارش جواد روح از این مراسم را اینجابخوانید
فردا پنجشنبه قرار است با كمك دوستانم در حوزه شمال تهران و برخي ديگر از اعضاي جبهه مشاركت مراسمي برگزار كنيم در دفاع از حريم حضرت رسول(ص) كه چندي پيش از طريق درج كاريكاتورهايي در برخي روزنامههاي اروپايي مورد بياحترامي قرار گرفته بود.
اين مراسم از چند جهت نهچندان مرتبط باهم، حايز اهميت است:
1- بعد از سر و صداهايي كه در پي چاپ كاريكاتورهاي مذكور در دنيا و به خصوص جهان اسلام ايجاد شد،اين مراسم يكي از جديترين واكنشها از موضع روشنفكري،حقوق بشري و دينداري است.تاكنون آنچه بيشتر به چشم خورده واكنشهاي احساسي است كه معلوم نيست به نفع طالبان خشونت در هر دو جبهه غرب و اسلام نباشد.در واقع اگر تحليل كساني مثل ابراهيم يزدي كه در پس اين جريان تعمد و توطئه ميبينند، درست باشد،آنگاه اين واكنشها را ميتوان نشانه پيروزي اين توطئهگران براي ترويج خشونت و نفرت در جهان تفسير كرد. مراسم فردا در صورت موضعگيري هوشيارانه سخنران ها ميتواند بخشي از اين سناريوي احتمالي را حداقل در ايران خنثي كند.
2- براي برگزاري اين مراسم حاشيههاي زيادي پديد آمد.ابتدا قرار بود تا اين مراسم روز سهشنبه در محل زيرزمين مشاركت برگزار شود،اما با حمايت جدي برخي از اعضاي مركزيت و دفتر سياسي خصوصا دكتر كريم ارغندهپور و دكتر ميردامادي و سپس پشتيباني آقايان تاجزاده و كديور توانستيم برد بيشتري به مراسم بدهيم و براي اولين بار مراسمي را در محل حسينيه ارشاد داشته باشيم.
نام حسينيه ارشاد همواره براي كساني كه دل در گرو روشنفكري و نوانديشي ديني دارند جذاب است،حتي براي جوانترهايي مثل من كه دوران طلايي آن را در دوران پيش از انقلاب نديدهاند.
3-پيشنهاد وخبر برگزاري اين مراسم خيليها را نسبت به رويكرد ونتايج آن نگران كرد.خلاصه استدلال مخالفين اين بود كه ممكن است آب به آسياب كساني بريزيم كه با استفاده از احساسات مذهبي اقشار متدين بر طبل خشونت ميكوبند و كشور را در اين شرايط حساس(اگرچه ما هميشه شرايطمان حساس بوده)به جاي سوق دادن به عقلانيت و طمانينه، به سوي خصومت بيشتر با جهان بكشانيم.ديگر اينكه دير شده و ممكن است حمل بر ريا شود!
اما استدلال موافقين بر اين موارد استوار بود:لزوم ارايه ديدگاههاي متفاوت به جامعه و دنيا از دينداري اتفاقا غيرتمدارانه، بدون افتادن در ورطه بنيادگرايي-نفي هرگونه توهين به ارزشهاي ديني و فرهنگي ملتها چه شرقي و چه غربي،چه مسلمان وچه غير مسلمان؛همانطور كه مورد تأكيد قرآن هم هست-مواجهه با مسأله از منظر حقوق بشري-لزوم حركتي اجتماعي ازسوي حزب پس از مدتها سكوت نسبي- تأكيد دوباره بر هويت ديني اصلاحطلبان-دير هم نشده و هنوز بازتابهاي آن در جهان ادامه داردو...
براي خود من هم اين كه براي اولين بار توانستيم در حسينيه ارشاد برنامه داشته باشيم، انگيزههاي مضاعفي ايجاد كرد.گرچه توافق با آقاي ميناچي و هماهنگي با ايشان وقت و انرژي زيادي ميبرد كه اميدوارم روزي جداگانه به آن بپردازم.
اميدوارم فردا برنامه آبرومند باشد.اصل حواشي باشد براي بعد.