"احساس" عنصری مهم در شکل دهی به رفتار انسان است. احساسات دینی هم یکی از جدیترین عناصری است که در صورت هدایت درست آن میتواند انسانساز و در غیر اینصورت خانمانبرانداز باشد.
وارد حرفهای بزرگ و بیپایان در این حوزه نشوم؛ فقط یک حرف. سالهای سال محرم برای من و امثال من بهترین موعد برای تخلیهی احساسات دینی بوده است، اما چند سال پیوند با محافل روشنفکری دینی باعث شده تا دیگر در محافل سنتی بیشتر اذیت شوم تا استفادهیی برم. از سوی دیگر بیشتر محافل روشنفکری هم خالی از احساس است و خلاصه حسی که این روزها و شبها به دنبال آنیم را برآورده نمیکنند.
چند ماه پیش با یکی از روشنفکران برجستهی حوزهی روشنفکری دینی گفت و گو میکردم که حرف جالبی زد. گفت این شبها دوست دارد جایی برود تا فارغ از همهی قیل و قالهای روشنفکری، سینهیی بزند و اشکی بریزد و صفایی ببرد. من هم همینگونهام این شبها. محرم که میشود عجیب دلم میگیرد. چندان حال بحث و بصیرت هم نیست. گاهی اشک خود بصیرت میشود. این چند شب را باید یکجوری بپیچونم بروم جایی که راحت سینه بزنم و حسین حسین بگویم.فقط خدا کند پرت و پلا نگویند که حالمان گرفته نشود.
"احساس" عنصری مهم در شکل دهی به رفتار انسان است. احساسات دینی هم یکی از جدیترین عناصری است که در صورت هدایت درست آن میتواند انسانساز و در غیر اینصورت خانمانبرانداز باشد.
وارد حرفهای بزرگ و بیپایان در این حوزه نشوم؛ فقط یک حرف. سالهای سال محرم برای من و امثال من بهترین موعد برای تخلیهی احساسات دینی بوده است، اما چند سال پیوند با محافل روشنفکری دینی باعث شده تا دیگر در محافل سنتی بیشتر اذیت شوم تا استفادهیی برم. از سوی دیگر بیشتر محافل روشنفکری هم خالی از احساس است و خلاصه حسی که این روزها و شبها به دنبال آنیم را برآورده نمیکنند.
چند ماه پیش با یکی از روشنفکران برجستهی حوزهی روشنفکری دینی گفت و گو میکردم که حرف جالبی زد. گفت این شبها دوست دارد جایی برود تا فارغ از همهی قیل و قالهای روشنفکری، سینهیی بزند و اشکی بریزد و صفایی ببرد. من هم همینگونهام این شبها. محرم که میشود عجیب دلم میگیرد. چندان حال بحث و بصیرت هم نیست. گاهی اشک خود بصیرت میشود. این چند شب را باید یکجوری بپیچونم بروم جایی که راحت سینه بزنم و حسین حسین بگویم.فقط خدا کند پرت و پلا نگویند که حالمان گرفته نشود.
جبهه مشارکت ایران اسلامی:
شنبه7 بهمن: حجت الاسلام مسعود ادیب با موضوع "آگاهی و انتخاب در قیام عاشورا"
یکشنبه 8 بهمن:دکتر علی رضاعلوی تبار با موضوع "روحانیت و سیاست"
دوشنبه 9 بهمن: دکتر محسن کدیور "بررسی اخلاقی نهضت حسینی"
سه شنبه10 بهمن: دکتر سید هاشم آقاجری با موضوع "بازکاوی گفتمان های عاشورا"
شروع مراسم 19:30
مکان میدان توحید – خیابان پرچم کانون توحید
نهضت آزادی ایران:
روز تاسوعا: سخنرانان مهدی چهل تنی و ابراهیم یزدی
روز عاشورا : سخنرانان احمد قابل و حسن یوسفی اشکوری
شروع مراسم 9:30 صبح
مکان:پاسداران انتهای خیابان بوستان دوم (شهید اخوان)ساقدوش-گلستان دوم پلاک 116
ادوار تحکیم و موسسه حسینیه ارشاد:
محمدصادق كاملان و حسن يوسفي اشكوري در شب تاسوعا (یکشنبه)
احمد قابل و هاشم آغاجري در شب عاشورا (دوشنبه)
ناصر مهدوي و محسن كديور در شب شام غريبان (سه شنبه)
شروع مراسم 20:30
مکان: حسینیه ارشاد
از همه ی دوستان عزیز می خواهم تا در اطلاع رسانی به علاقمندان شرکت در این مجالس کمک کنند.
پ ن:دیشب مصاحبهی احمدی نژاد با شبکه ۲ جالب و شاید یکی از بهترین مصاحبه های چند سال اخیر سیما بود. به نظرم مجریان برنامه خیلی رعایت او را کردند، به خصوص آن جایی که گرفتار تناقض شده بود. او در مورد احتمال حملهی آمریکا به ایران مدعی بود که آن ها عاقلتر از آن هستند که این کار را بکنند و در اینباره به مشاوران بوش اشاره داشت که بالاخره یک چیزهایی میفهمند اما در مورد عراق و سایر سیاست های آمریکاییها به شدت روی نبود عقلانیت نزد و تعدد خطای تاکتیکی و تحلیلی آمریکاییها اصرار داشت. مجری هم که مچ او را گرفت (از جمله به عدم توجه بوش به گزارش بیکر- همیلتون) از موضوع پرید و رد شد.
دیشب یک مصاحبه بود که خطای در آن هزینه ی زیادی نداشت. اما کاش آقای احمدی نژاد و آنهایی که به او خط می دهند بدانند که هزینهی چنین خطاهای محاسباتی در سطح کلان چه هزینه هایی برای همه ما دارد. آیا سطح تحلیلها و اطلاعاتی که برای سرنوشت ایران عزیز ما تصمیم میگیرند در همین حدی است که دیشب دیدیم؟ به خدا قسم قصد جناحگرایی ندارم اما آقای احمدی نژاد بدون تردید کفایت ادامهی تصدی مقام اول اجرایی کشور را ندارد.
دیشب جلسه ی دفتر سیاسی مشارکت خیلی جدی و پربار بود.موضوع پرونده هسته یی مطرح بود و تا ۹ شب طول کشید.اما همین که دوستان از ساختمان حزب خارج شدند معلوم شد که در بیرون هم عزیزان دیگری حسابی فعال بودند. ردیف سه ماشین اعضای شورای مرکزی حزب متعلق به آقایان هادی قابل٬ دکتر ستاری فر و دکتر ارغنده پور شیشه هایشان خرد شده بود و ضبط ماشین هایشان را برده بودند. نکته ی جالب این که هر سه ماشین سمند بود و به باقی ماشین ها کار نداشتند.
عجالتن این دوستان تا خرید ضبط جدید برای ماشین هایشان باید خودشان در ماشین دم بگیرند.شاید هم این دزد بی انصاف ناخواسته موجب تحولی در عرصه ی هنر آواز و البته در مورد حاج آقا قابل باعث ظهور یک روضه خوان قهار شود. باید به انتظار نشست.
