
فهم مساله یعنی 50 درصد حل مساله. این نکتهیی بود که سالهای تحصیل از زبان معلمان و اساتید بسیاری شنیدیم. فهم مساله یعنی این که پرسش را برای خودمان به طور کامل دقیق و شفاف کنیم ؛ هم معلومات مساله را خوب بفهمیم و هم بدانیم که دنبال چه مجهولی هستیم. بارها این را شنیدیم که سوآل را خوب بخوانیم بعد سراغ راه حل و فرمول برویم.
با این مقدمه در هر کار فردی و یا جمعی این سوآل جدی همواره همراهم بوده که آیا سوآل را خوب فهمیدیم؟ آیا اصلن مجهولی که به دنبال آنیم، یک مجهول مشترک است یا هرکس دنبال یوسف خودش است؟ معلومات پرسش پیش روی ما یکی است؟ اینها به کنار، اصلن این بغل دستی که گاهی از روی برگهی هم تقلب میکنیم انگار سوآلاتاش با من فرق دارد. شاید هم درسی که او امتحان میدهد با درس امتحانی من فرق دارد!
اینجا را ببینید گرفتاری زیاد کاری مانعی جدی برای پی گیری علایقم از جمله وبلاگ نویسی شده است. فعلن به لحاظ شغلی در وضعیتی برزخی هستم که توان تمرکز و برنامه ریزی را ازم سلب کرده. اما در این هاگیر واگیر افزایش دغدغه هایم نسبت به دموکراسی خواهی و تحولاتی که می تواند اصلاحات را به سطح یک اداره با چند کارمند تقلیل دهد باعث شد بخشی از دغدغه هایم را برای انتشار در روزنامه ی شرق منتشر کنم. خوش حال می شوم که نظر دوستان را درباره ی این مطلب بدانم که در پی می آید:
بيش از دو سال از خلق واژهي اصلاح طلبي پيشرو مي گذرد، اما هنوز تعريف دقيق و جامعي از اين واژه ارائه نشده است. شايد بتوان برنامه هاي انتخاباتي دکتر معين را تا حدي مبين اين ايده توصيف کرد، اما آن برنامه ها متناسب با حضور در دولت و کسب قدرت طرح شده بودند و کمتر براي بيرون از حاکميت برنامه اي داشت. اما بعد از حدود دو سال مي توان اصلاح طلبي پيشرو را تعريف دقيق تري کرد. شايد «سياست ورزي جامعه محور» معادل مناسبي براي اين عنوان باشد. عبارتي که اين روزها کساني چون سعيد حجاريان و هادي خانيکي بيش از بقيه در تبيين آن نقش داشتند و به مرور مي توان راهبردهاي اين مسير را هم از خلال بحث هاي آنها دريافت.
اين شيوه از اصلاح طلبي بين دو طيف از دموکراسي خواهان ايستاده است. يک طرف قائلان به سياست ورزي پارلمانتاريستي که علوي تبار عنوان "اصلاح طلبان پيگير" را بر آنها مي نهد و سوي ديگر تحريمي ها و راديکال ها . . .
ادامه مطلب
