تبليغاتX
هبوط ناتمام - انتخابات سالانه؛پویایی یا روزمره­گی؟
یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود

تقریبن هر ساله انتخاباتی در کشورمان برگزار می­شود و این از جهاتی مثبت است. همه­ی آن­هایی که حرفی از سیاست دارند موقعیتی برایشان فراهم می­شود تا نقطه نظرهایشان را بگویند و تا حدی هم گوش بیش­تری برای شنیدن این حرف­ها پیدا می­شود. از طرفی مقطع انتخابات به قول دکتر حجاریان بره­کشان احزاب است. نیروهایشان فعال می­شوند، حزب در هر موضعی که باشد - تحریم یا شرکت – فعال می­شود، فکر می­کند، سازمان­دهی می­کند، برآوردی از جای­گاهش در جامعه به دست می­آورد، ائتلاف می­شود، انشعاب می­شود و خلاصه فضای سیاسی جان تازه­ای می­گیرد.

 

اما همین انتخابات سالانه با همه­ی نقاط قوت­اش، بدی­هایی هم دارد که یکی از آن­ها را عرض می­کنم. به نظر من فاصله­ی کوتاه بین انتخابات باعث شده تا فرصت و فراغت لازم برای بازبینی عمیق و دریافت بازخورد از عمل­کرد گذشته، از احزاب و حتا فعالان سیاسی گرفته شود. هنوز از انتخابات پارسال ریاست جمهوری جمع­بندی کاملی صورت نگرفته که انتخابات شوراها شروع می­شود و سال آینده هم انتخابات مجلس و بعد دوباره ریاست جمهوری.

 

 البته این نکته در صورتی که احزاب و گروه­ها دارای استراتژی کاملی باشند و جامعه هم از ثبات نسبی برخوردار باشد تا احتیاجی به بازبینی استراتژی­ها بر اساس تغییرات مولفه­های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نباشد، می­تواند به مشکل تبدیل نشود. در این حالت بازخوردها در حین کار انتخاباتی و تشکیلاتی گرفته می­شود و با کمی تغییرات تاکتیکی و اجرایی در چارچوب استراتژی­های قبلی می­توان به صورت روزآمد و بی­دغدغه­ی به تصلب رسیدن فعالیت کرد. اما در جامعه­ای که هنوز کریستالیزه نشده و صحنه­ی سیاست داخلی و منطقه­ای آن مدام در حال دگرگونی است، یررسی­ مستمر استراتزی و به تبع آن تاکتیک­ها یک ضرورت است. ضرورتی که مشغولیت به فعالیت­های انتخاباتی می­تواند آن را مرتبا به آینده­ای تحویل کند که هیچ­گاه نخواهد رسید.

 

این امر در وهله­ی اول به سود جریان حاکم شده است. جریانی که انتخاباتی را با تایید و ردصلاحیت­هایی نسبی برگزار می­کند و معترضان به ردصلاحیت­ها و سلامت و عدالت انتخابات را پیش از آن­که بتوانند به تجمیع نیروهای معترض بپردازند، مشغول رقابتی دیگر می­کند. رویه­ای که جریان­های موجود در کشور را به سمت نوعی روزمره­گی کشانده تا مانع از بازبینی آن­ها از خود و دیگران شود.

 

البته تاکید می­کنم که این روزمره­گی در یک نظام باثبات و قوام دموکراتیک نه­تنها به معنای روزمره­گی نیست بلکه به معنای شاخص­های بالاتر دموکراسی و موجد شادابی و روزآمدی شهروندان و پویایی احزاب آن می­شود. چون برای جریان­های سیاسی یک جامعه­ی دموکراتیک، دغدغه­ای جز پی­گیری شعارها و تکرار آن برای شهروندان و بررسی شیوه­های مدیریت کشور برای ارایه به مردم و جلب رای آن­ها در یک انتخابات آزاد وجود ندارد. اما در کشوری مثل ایران که هنوز در دوره­ی پیشادموکراسی به سر می­برد، انتخابات سالانه نه­تنها می­تواند به رسیدن به شاخص­های بالاتری برای توسعه و دموکراسی منتهی نشود، بلکه به دور خود چرخیدن احزاب و گروه­ها را به دنبال داشته باشد؛ چه آن­ها که بر طبل تحریم می­کوبند و چه آن­ها که برای سیاست­ورزی راهی جز صندوق­های رای نمی­شناسند. هردوی این گروه­ها از فرصت کافی برای بررسی آن­چه سال پیش­تر گفته­اند و یا حداقل روزآمد کردن تحلیل­های گذشته­شان محروم­اند و این حاصل برگزاری انتخابات سالانه در کشور ماست.

 

پارسال انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و امسال انتخابات شوراها برگزار می­شود. این­طور که می­بینیم و می­شنویم قریب به اتفاق جریان­های سیاسی همان حرف­هایی را می­زنند که پارسال می­گفتند. تاکتیک­ها هم تقریبن همان­اند. اما عرصه­ی سیاسی اجتماعی و آرایش نیروهای قدرت در عرصه­ی داخلی و جهانی دچار دگرگونی­های فراوانی شده است. من نمی­گویم در این شرایط چه راه­کاری درست یا غلط است. بلکه مدعی آن هستم که نوعی سرکاری روزمره از سوی این انتخابات سالانه بر ما عارض شده، وگرنه متناسب با این تغییرات در روش­های سیاست­ورزی هم باید تغییراتی دیده ­شود. ضمن آن­که حتا اگر جریانی به خطای خود در تحلیل پارسال­اش پی برده باشد و یا  امسال با توجه به شرایط جدید به تحلیل جدیدی رسیده باشد، به خاطر آن­که تنها یک سال پیش حرف دیگری زده، تغییر در تحلیل­ها و تصمیم­هایش را موجب ضایع شدن خود می­داند. به همین دلیل همان حرفی را می­ند که پارسال هم می­گفت. حال آن­که شاید فرصتی بیش از یک سال مجال بازخوانی شرایط جدید و عدول از مواضع گذشته را بیش­تر فراهم کند.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |