تبليغاتX
هبوط ناتمام - دغدغه های یک مرعوب برای منافع ملی
یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود

امروز بعد از مدتی فرصتی دست داد سری به وبلاگ ها بزنم.دیدم یلدابازی به راه است و هرکس چند نفری را دعوت به خاطره­گویی کرده اما چون هیشکی منو دوست نداره از من دعوت نشده بود. جهنم!

 

اما وسط این بازی گشتم و گشتم ببینم موضع دوستان وبلاگ نویس در مورد قطعنامه­ی 1737 شورای امنیت علیه ایران چیست. پیش­بینی می­کردم واکنش­های متعدد و البته متفاوتی را ببینم اما دریغ از یک مطلب درست و حسابی و لااقل موضع­گیری. چندتایی هم که یافتم از قبیل رجزخوانی برخی بود که کسب فیض شهادت برایشان از سرنوشت کشور مهم تر است، اما موضع بروبچه­های اصلاح­طلب که باید قاعدتن متفاوت باشد یافت می­نشد. حیران شدم، آن­قدر که با الپر تماس گرفتم و جویای نظر وبلاگ­نویس­ها شدم با این امید که او آدرسی دهد اما او هم مثل من خبری از نقد و نظری دراین­باره نداشت. گفت برای اکثر افراد موضوع از اهمیت چندانی برخوردار نیست،خودش هم به این مساله نپرداخته بود و آخر سر گفت که به آن فکر می­کند.

 

فکر کردم شاید دوستان اصول­گرا حق دارند که به امثال من مرعوب می­گویند. وقتی این همه آدم برایشان موضوعی فاقد اهمیت است لابد من اشتباه می­کنم که آن را بسیار مهم و سرنوشت­ساز ارزیابی کرده­ام. شاید هم نه؛ دستگاه تبلیعاتی جریان حاکم که در این چند سال اخیر به خوبی توانایی خود را در برهه­های مختلف نشان داده توانسته تا از این موضوع در افکار عمومی سلب اهمیت کند. جالب آن­که وقتی پرونده از NPT به شورای امنیت رفت سروصدای بیش­تری راه افتاد اما حالا که پرونده وارد مرحله­ی تحریم شده کم­تر نشانی از انعکاس اجتماعی حتا در سطح نخبه­ها شاهدیم و تنها عاشقان شهادت هستند که گویی به شامه­شان همان بویی رسیده که به دماغ من.لذا آن­ها رجز می­خوانند و من بیم­ناک از سرنوشت خود و میهنم.

 

اما اگر چند نفری این مطلب را خواندند چند نکته­ی کوتاه عرض می­کنم. اولن اگر تا حالا متن قطعنامه را نخوانده­اید حتمن این کار را در اولین فرصت انجام دهید و ببینید که اگرچه تحریم­ها بیش­تر حول مواد لازم برای فعالیت­های هسته­یی است اما این مواد استفاده­های چندمنظوره دارند و خلاصه سایر منظورها هم از این مواد محروم خواهند بود، ضمن این­که حتا مباحث آموزشی و نیز برخی اقلام لازم برای ساخت موشک را هم در برگرفته است؛ چیزی که در خواسته­های آژانس نبود ولی در این قطعنامه هست. ثانیا این تحریم حتم بدانید که بر سایر فعالیت­های ما که شامل تحریم نیستند اثر خواهد گذاشت چون ضریب ریسک را برای همکاری اقتصادی با ما بالا می­برد و چندین اتفاق بد دیگر که حال تایپ­اش نیست. ثالثا این که می­گویند ما تا حالا هم تحریم بودیم یک شوخی بزرگ است. ما تاکنون هیچ­گاه با اجماع جهانی و تحت قوانین لازم­الاجرای بین­المللی به این شکل تحریم نبوده­ایم. اجماعی که نه­تنها روسیه و چین که کشور دوست، برادر، همسایه، مسلمان و غیر متعهد قطر هم به آن رای مثبت داده است. رابعا این تازه آغاز راه است و 60 روز پس از صدور این قطعنامه که حالا 4-5 روز آن گذشته در صورت عدم رعایت خواسته­های آن از سوی ایران احتمالن تشدید خواهد شد. خامسا اگر تا حالا چشم امید به روسیه و چین داشتیم که مانع صدور قطعنامه علیه ما شوند از این پس حتا اگر مو به مو شرایط معقول و غیر معقول این قطعنامه را اجرا کنیم باز هم باید چشم به رای آمریکای جهان­خوار در شورای امنیت باشیم که آیا بستن پرونده­ی ما را وتو می­کند یا خیر. سادسا آن کسانی که می­دانند به آن کسانی که نمی­دانند توضیح دهند که فصل هفتم منشور شورای امنیت که ذیل آن قطعنامه علیه ما صادر شده است یعنی این­که به اجماع دولت­های جهان، مایی که تا دو سه سال پیش منادی گفت و گوی تمدن­ها بودیم حالا تهدیدی برای امنیت جهانی محسوب می­شویم و این را حتا قطری­ها هم تایید کرده­اند.سابعا من فکر می­کنم غیراخلاقی است اگر تصمیمی پرهزینه برای مردم گرفته شود و از آن­ها حمایت خواسته شود اما آگاهی کاملی نسبت به ابعاد آن تصمیم داده نشود که چه بر سرشان خواهد آمد.البته اگر آن زمان اکثر مردم باز هم پذیرفتند بقیه باید کوتاه بیایند و ساز مخالف در شرایط تهدید ملی نزنند.ثامنا رفقایی که مرا می­شناسند خوب می­دانند که آیا موضع من رعب است یا چیز دیگری، تاسعا آگاهی از سرنوشتی که حاکمان برایمان رقم می­زنند حق مسلم ماست، عاشرا چیزی هم شما بگویید.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |