تبليغاتX
هبوط ناتمام - احمد اومد قاطی مرغ ها
یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود

دي­روز احمدرضا حائري دوست داشتني و عزيز هم به جرگه­ي متاهلين پيوست. احمد از آن دسته انسان­هاي كم­يابي است كه شرافت و انسانيت­اش آرمان گرايانه است و حد نمي­شناسد و اين مساله­يي است كه گاه باعث تحسين، گاه باعث حيرت و گاه باعث سختي مراوده با او در قالب عرف زمانه مي­شود. هر آن كس كه اندك آشنايي با او داشته او را "خاص" يافته و از معاشرت با او كه دامنه­ي اطلاعات وسيعي به واسطه­ي مطالعه­ي فراوان دارد و خوش سخن هم هست، لذت برده است. احمد در كل بين دوستان بسيار محبوب است و من در اين جا به خاطر ازدواج­اش تنها به بخشي از خوبي­هاي او اشاره كردم و از اين كارم هم بسيار خوشم آمد. (يك بار هم از يكي به مناسبت شاد و خوبي مثل ازدواج­اش ياد شود، خوب نيست؟) احمد ما خوبي­هاي ديگري هم دارد و البته برخي افراد مغرض مي­گويند بدون گير هم نيست. به هرحال براي او و همسر گرامي­اش آرزوي به­ترين روزها و سال­هاي طولاني توام با عشق و صميميت و پيش­رفت و پول و فرزند صالح به خصوص دختر و مسافرت و خانه­ي بزرگ و شغل مناسب و سلامتي و ادامه تحصيل و تماشاي فيلم­هاي خوب و شنيدن موسيقي­هاي گوش­نواز و خواندن كتاب­هاي به درد بخور و داشتن دوستان خوب و ترك سيگار (براي احمد) و باقي خوبي­ها را براي­شان دارم. انشا­الله سفر به­شان خوش بگذرد.

راستي روز عقد احمد با سال­روز عروسي من و پرستو هم­زمان شده و مي­توانيم از سال بعد با برگزاري مراسم مشترك هزينه­ها را تقسيم كنيم. نظرت چيه احمد؟

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |