تبليغاتX
هبوط ناتمام - نقد تحریم (2) - پاسخگویی حاکمیت یکدست!
یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود

"انشاءالله که من اشتباه کنم" این جمله ای است که معمولا وقتی پیش­بینی بدی از ماجرایی داریم به کار می­بریم.طرفت به هیچ صراطی مستقیم نیست و از سر استیصال دعا می­کنی که اشتباه کنی و حتا بابت این اشتباهت هو شوی.

 

این روزها از همان روزهایی است که دوست داشتم شرمنده­ی پیش­بینی­های اشتباهمان باشیم. دوست داشتم در انتخابات باخته بودیم ولی حاصل حماسه­ی توامان تحریمی ها و آنهایی که به احمدی نژاد رای دادند، نه آن­چه پیش­بینی می­کردیم بلکه حداقل حفظ همان جایگه سابقمان بود، پیشرفت پیش­کش.

 

والله قصد مچ­گیری و اثبات این­که ما راست می­گفتیم و همه به جز ما خائن هستند و این حرف­های صدتا یک غاز را ندارم. فقط برای یادآوری و زمینه سازی برای حرکت­های سنجیده تر در آینده است تا حداقل این دور باطل استبداد – آزاذی – آنارشی و دوباره تکرار را حداقل حفظ کنیم و در این چاله­ای که افتادیم نمانیم.

 

می­گفتند اگر حاکمیت یک­دست شود خود این جماعت اقتدارگرا از همه اصلاح­طلب­تر می­شوند ، مشکلمان با آمریکا حل می­شود ، از سنگ اندازی در کارهای اقتصادی دولت دست بر می­دارند و وضع مردم بهتر می­شود ، جامعه روی آرامش به خود می­بیند ، NGOها بهتر از گذشته کار می­کنند ، خلاصه همه چیز خوب و گل وبلبل می­شود ، نه، لااقل از اینی که هست بدتر نمی­شود و حداقل هزینه­ها پای حاکمیت یکدست نوشته و آنها مجبور به پاسخ­گویی می­شوند!

 

ببینیم چقدر این پیش­بینی ها درست از کار در آمده­اند و چقدر آن پیش­بینی های تلخ اصلاح طلبان. جایگاه و عزت بین المللی امان کجاست؟ اقتصاد و فرهنگ و هنر این مملکت را چه می­شود؟ سقف آرزوهایمان که توسعه و دموکراسی بود چگونه به استراتژی بقا کاهش یافت؟ چرا  جنگ و تحریم بر سرمان سایه­ انداخته است؟ اینها همه هیچ ، مگر قرار نبود حاکمیت یکدست را پاسخ­گو کنیم ، پس چرا قضایای آذربایجان که سر دستمالی قیصریه به آتش کشیده شد ، هیچ پاسخ­گویی نمی­یابد؟ قرار نبود که یک کاریکاتوریست و دو سه تا خبرنگار و تعطیلی یک روزنامه به جای پاسخ­گویی وجه­المصالحه بحران آقایان شود. قرار نبود هزینه­ی سوءتدبیرها و برخوردهای امنیتی با مسایل اجتماعی و فرهنگی را باز هم دیگران بپردازند. ظاهرا روزنامه ایران در این چند ماهه بی صاحب بوده ، وزیر و رییس جمهور وهمه کی بود کی بود من نبودم راه انداخته اند و تازه ­این وسط می­خواهند برای هم قدرت­نمایی کنند و هریک تکلیف روزنامه ایران را به نفع خودش نهایی کند. قرارما این نبود ، یکدستی و گل و بلبل بود و امنیت. قرار ما ادامه و حتا گسترش گفتمان اصلاح­طلبانه بود و نه احیای ادبیات تندرو و پوپولیستی دهه شصتی.

 

امروز احمدی نژاد در مجلس از كاريكاتوريست روزنامه ايران كه با چاپ كاريكاتور موجب اعتراض آذري زبان‌‏ها شد به عنوان" جسارت يك انسان جاهل يا وابسته" ياد كرد. این هم پاسخ گویی کارشناسانه نسبت به نتایج مدیریت امنیتی. کسی هم جرات دارد بگوید بالای چشمت ابروست.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |